ديروز در سالن باشگاه همایش های فرهنگيان شور عجيبي
بود. همه آمده بودند، از وروديهاي قبل از انقلاب گرفته تا بعدي ها و حتي
جوانهاي امروزي و دانش آموختگان سالهاي نه چندان دور ، بيش از پانصد نفر
از دانش آموختگان ، مديران و دبيران دبيرستان نمونه توحيد جمع شده بودند .
راستي گفتم همه آمده بودند . بهتر بود بگويم همه هم نيامده بودند خيلي ها
كه منتظرشان بوديم جايشان خيلي سبز بود و دوستان زياد از آنها مي پرسيدند
خبرنگاران از صدا و سيما و روزنامه ها گرفته تا خبرنگاران ويژه در سالن
حضوري پر رنگ داشتند. دو تن از دبيران از ابتداي ورود شاخص تر بودند
آقايان زرسنج و رهيده كه تعداد بيشتري از شاگردان آنها حضور داشتند و به
علت حضور طولاني مدت آنها در دبيرستان مورد علاقه اكثريت جمع بودند. خيلي
ها پشت تريبون رفته و صحبت كردند و تعداد بيشتري نيز فقط گوش دادند و
شنيدند . بازار احوالپرسي و روبوسي و تبادل شماره تلفن و آدرس تقريباٌ در
طول همه هفت ساعت داغ بود و در مواردي كنترل جلسه را مشكل مي نمود. آقاي
رهيده دقايقي سخن گفت و آقاي زرسنج تنها به پيامي كه توسط يكي از دانش
آموزان كه اتفاقاٌ شاگرد ايشان هم نبود قرائت گردید اكتفا نمود. وقتي از
ايشان پرسيدم كه چه خوب و بر اساس سليقه و نظر استاد قرائت كردي در جوابم
گفت كه در متن نوشته شده توسط ايشان تمام نكات ، اعرابها، نقطه، ويرگول،
مكثها و همه ذكر شده بود و بايستي طبق نظر و نوشته ايشان مي خواندم و حتي
در مورد حركات دست و اشارات نيز گوشزد كرده بود.
جالب ترين بخش همايش خاطره گوئي و ذكر حوادث تلخ و
شيرين آن دوران بود كه از شهيدان و ايثارگران و حماسه آفريني هاي آنان واز
دبیران و شیرین کاری ها و گاها شیطنت های آن دوران ياد شد و به مقام
ارزشمندایثارگران درود فرستاده شد. پيام مستقيم آقاي دكتر كامران باقري
لنكراني وزير محترم بهداشت و درمان كه با تماس تلفني برادرشان برقرار و
انجام شد از ديگر جلوه هاي اين همايش بود و چهره شاخص تر آقاي دكتر سپهر
كه در مقاطعی هم دانش آموخته هم دبير هم معاون و هم مدير دبيرستان بوده
است و چند كلامي در موقع اهداء جوائز براي حاضران سخن گفت و آنان را به
آزادگی و توحیدی ماندن سفارش نمود، دست اندركاران نيز سنگ تمام گذاشته
بودند . هر چند از ناهار خبري نبود اما پذيرايي و كيف و دیگر وسايل تقديمي
در حد شايسته و قابل قبولي بود. آقاي نعمت اللهي پدر دانش آموزان خوابگاهي
نيز مشتريان فراواني داشت عكس گرفتنها و فيلمبرداري ها چه عمومي و چه شخصي
فراوان بود و خلاصه اينكه روزي به يادماندني و پرافتخار دوباره براي
فرزندان توحيد رقم خورد تا بر صفا و صميميت و يكرنگي خود بيفزايند . هر
جاي اين مراسم و سالن شاهد جلوه هاي زيبايي از ايثار، عشق و دلدادگي بود .
وقتي كه براي كمك مالي سراغ آقاي يعقوب سليماني رفتم و با خنده و مهرباني
هميشگي ايشان مواجه شدم ديگر تعارف و خجالت را كنار گذاشتم و گفتم كه ما
حدود سه ميليون تومان كم داريم و ايشان چه متواضعانه و سخاوتمندانه گفتند
همه آن را همين الآن مي پردازم و همين كار را هم كرد و مي دانيم كه توحيدي
ها در همه عرصه ها نمونه اند . به اميد آنكه روزي شاهد گردهمايي همه
عزيزان و فارغ التحصيلان توحيد در جشن جاودانه باشيم . حضور همراهان
پرافتخار از ديگر استانها بخصوص بوشهر و كهگيلويه و بويراحمد نيز از ديگر
زيبايي هاي اين همايش بود.
با تشكر صميمانه از كليه دست اندركاران